علامه طباطبایی
سه شنبه - 2017 سپتامبر 26 - 6 محرم 1439 - 4 مهر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 214482
تاریخ انتشار : 10 مرداد 1396 10:42
تعداد مشاهدات : 175

از پناه امام هشتم(علیه السلام) به جای دیگری نمی‎روم

هشت روایت خواندنی از زیارت به سبک علامه طباطبایی(ره)

روزی در صحن حرم امام رضا(علیه السلام) شخصی به علامه عرض کرد: «از راه دور آمده ام و می خواهم دست شما را ببوسم.» علامه فرمود: «زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است.
اشاره: 

زیارت یکی از دلپذیرترین اتفاق هایی است که می تواند روح خسته آدمی را در ساحل دریای کرامت و بزرگی یک انسان مافوق بشر، آرامش بخشد. زیارت و توسل به اولیاء الله یک رسم مذهبی است که در بیشتر ادیان مورد پذیرش قرار گرفته، اما گاهی محل پرسش و شبهه برخی افراد قرار می گیرد. سیره بزرگان و علما در زیارت اهل بیت(علیهم السلام) پاسخگوی این پرسش ها و شبهات است.

8 روایت خواندنی از سبک زیارت علامه طباطبایی_ره) 

روایت امروز ما از زیارت امام هشتم(علیه السلام) مربوط به ارادت فیلسوف و مفسر بزرگ جهان اسلام، علامه طباطبایی(ره) است.
۱-زمانی نویسنده مشهوری بوسیدن ضریح امامان(علیهم السلام) و این قبیل احترام نهادن ها را سرزنش می کرد. وقتی سخن او را به علامه طباطبایی در حرم رضوی(علیه السلام) عرض کردند، ایشان فرمود: «اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را می بوسیدم.»
۲-روزی در صحن حرم امام رضا(علیه السلام) شخصی به علامه عرض کرد: «از راه دور آمده ام و می خواهم دست شما را ببوسم.» علامه فرمود: «زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است. (که اصلاً اجازه نمی داد کسی دست ایشان را ببوسد) ایشان می گفت: «من به حال این مردم که این طور عاشقانه ضریح را می بوسند، غبطه می خورم...
۳-یک بار علامه طباطبایی می خواستند به روضه رضوی مشرف شوند. به ایشان عرض شد: «آقا! حرم شلوغ است؛ وقت دیگری بروید! » فرمودند: «خوب، من هم یکی از شلوغ ها! » و رفتند. مردم هم که ایشان را نمی شناختند تا راهی برایشان بگشایند و در نتیجه، هر چه سعی کردند دستشان را به ضریح مبارک برسانند، نشد و مردم ایشان را به عقب هل دادند. وقتی بازگشتند، اطرافیان پرسیدند: «چطور بود؟» فرمودند: «خیلی خوب بود! خیلی لذت بردم! »
۴-علامه می فرمودند: «انسان هنگامی که وارد حرم رضوی می شود، مشاهده می کند که از در و دیوار حرم آن امام رأفت می بارد.» 
۵-ایشان هر ساله به مشهد مشرف می شد، حتی در پنج- شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد. یکی از بستگان نزدیک ایشان می گفت: «با آغوش باز با آن کهولت سن و کسالت، جمعیت را می شکافت و با علاقه ضریح را می بوسید و توسل می جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می کردیم...» 
۶- فرزند ایشان نقل می کرد: در سال آخر حیاتشان به دلیل کسالتی که داشتند و بنا به تأکید و توصیه پزشکِ مخصوص نمی خواستیم که ایشان به مشهد مقدس بروند، ولی ایشان اصرار داشتند و رفتند. پس از مراجعت از مشهد، به ایشان گفتم سرانجام به مشهد رفتید، فرمود: «پسرم جز مشهد کجاست که آدم بتواند دردهایش را بگوید و درمانش را بگیرد؟»
۷- علامه طباطبایی وقتی به مشهد، مشرف می شد، از وی تقاضا می کردند که در خارج از مشهد چون طرقبه و ... به دلیل اعتدال هوا، سکونت داشته باشند و گاهی برای زیارت مشرف گردد. ایشان قبول نمی کرد و می فرمود: «ما از پناه امام هشتم(علیه السلام) به جای دیگری نمی رویم.». 
۸-حجت الاسلام معزّی نقل می کند، یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفته بودم و در صحن های حرم مطهر رضوی قدم می زدم و به بارگاه امام می نگریستم، اما داخل رواق ها و روضه نمی رفتم. ناگهان دست مهربانی بر روی شانه هایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود: «حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی شوی؟» نگاه کردم و دیدم علامه طباطبایی است. عرض کردم: خجالت می کشم با این آشفتگی روحی بر امام رضا(علیه السلام) وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا! آنگاه مرحوم علامه فرمود: «طبیب برای چه مطب باز می کند؟ برای اینکه بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. اینجا هم دارالشفای آل محمد(علیهم السلام) است. داخل شو که امام رضا(علیه السلام) طبیب الأطباست.»


درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12