علامه طباطبایی
يکشنبه - 2020 ژانوِيه 19 - 24 جمادي الاول 1441 - 29 دي 1398
424رکورد در مدت زمان 1.731ثانیه
عبارت مورد جستجو :
از نظر علامة طباطبایی (رحمة الله علیه) انسان موجودی مرکب از جسم و روح است که در مراتب وجودی از سه مرتبه طبیعی (مادی)، برزخی (مثالی)، و اخروی (عقلی) برخوردار است. با توجه به این که عوالم مادی و معنوی تابع وجود انسان اند، مراتب سه گانه مذکور نیز در اثر کمالات حاصل از طی کردن آن ها تحقق عوالمی سه گانه را به دنبال دارد. مرتبة عقلی، بالاترین مرتبه کمال انسانی و نشان دهندة حقیقت اوست.
تلاش این مقاله مصروف این است تا این مبانی، از نقطه نظر علّامه ی طباطبایی، در مرحله ی اول گزارش شود تا نظریه ی ایشان وضوح و تمایز پیدا کند و در مرحله ی دوم با تجزیه و تحلیل آن مبانی، پیش فرض ها و لوازم اقوال ایشان کشف و در مرحله ی نهایی پیش فزض ها و لوازم آن نظریه ها نقد شود.
اصالت وجود یا ماهیت از مباحث بسیار مهمی است که از زمان میرداماد (ره) و صدرالمتالهین شیرازی (ره) با همین عنوان به عرصه فلسفه گام نهاد و از مباحث رسمی فلسفه اسلامی شد.
علت واحد فقط با معلول واحد وابستگی دارد و معلول واحد فقط با علت واحد مرتبط است و اگر در مواردی می پنداریم که علت واحد منشأ معلولات کثیره است یا معلول واحد از مجموع چند علت حاصل شده است، واقعا آن علت یا آن معلول مفروض ما واحد نیست بلکه مجموعی از واحدهاست.
خداوند حکیم، پیامبرانی را برای هدایت مردم، برانگیخته است تا زمینه ی سعادت انسانها، فراهم شود. اما بهره بردن از پیامبران الهی، منوط به شناخت آنهاست. یعنی منطقا باید راهی برای شناخت پیامبران وجود داشته باشد تا هدف از برانگیختگی آنها، محقق شود. متکلمین و فلاسفه ی اسلامی عموما، سه راه را برای شناخت پیامبران معرفی کرده اند: 1- اعلام پیامبر سابق 2- بررسی سیره ی شخص از بدو تولد تا زمان ادعای رسالت 3- معجزه.
از برجستگیهای اندیشه مرحوم علامه طباطبائی، فرزانه و نظریه پرداز معاصر توجه به مباحث فلسفه اخلاق بوده است. اندیشه های اخلاقی علامه، عمدتاً در لابلای سه کتاب «نهایه الحکمه»، «اصول فلسفه و روش رالیسم» و «المیزان» است. با توجه به اینکه دیدگاههای مرحوم علامه در بین اندیشمندان و تحصیلکردگان جامعه حائز اهمیت است، روشن شدن مبانی اندیشه اخلاقی ایشان ضروری به نظر می رسد.
علامه طباطبایی علم را به حضور امری مجرد برای امری مجرد تعریف می­کند، امر مجرد اول در علم حضوری همان وجود معلوم است و در علم حصولی صورت یا ماهیت معلوم است و امر مجرد دوم همان نفس عالم است.
حربه تکفیر؟ 24 آذر 1395 13:9
این حرف ها را در زمان گذشته هم می زدند تا بزرگان را خراب کنند. به علامه طباطبایی هم تهمت زدند، همین جماعت زمانی بود به علامه طباطبایی می گفتند که (نعوذ باللَّه) «نجس» است. به آن عالم اهل عمل، به خدا رسیده، می گفتند تو بی دینی. . ! یا می گفتند اسلام فلسفه ندارد، حرکتی را که فلاسفه مسلمان در طول قرن ها زحمت کشیدند را زیر سؤال می بردند. این همه اندیشه های ابن سینا، سهروردی تا ملاصدرا، تلاش های فکری آنها که تا امروز کلی آدم را به دین وارد کردند، زیر سؤال می بردند. خود ما صدها نفر را با همین مباحث و کمک همین بحث های فلسفه اسلامی مسلمان و شیعه کردیم، چطور می گویند فسلفه راه دین را کند می کند؟. . . »
از میان آیات قرآن کریم، که همگى نورند، برخى آیات از درخشش چشم گیرى از نظر محتوا برخوردارند که به آنها «غرر الآیات» گفته مى شود. این مقاله با روش اسنادى در گردآورى داده ها و به شیوه توصیفى ـ تحلیلى در تجزیه مطالب، آیه 56 سوره «ذاریات» را به عنوان یکى از آیات غرر، که از سوى علّامه طباطبائى مطرح شده است، از لحاظ نقش کلیدى آن در حلّ پیچیدگى هاى دیگر آیات، با هدف اثبات و جامعیت محتوایى اش بررسى کرده، و به این نتایج دست یافته است که این آیه در تفسیر آیات دیگر قرآن، با موضوع هدف از ازدواج و تناسل، حق خدا بر بنده، و حق بنده بر خدا به طور مستقیم، و در تفسیر آیاتى با موضوع منظور از خلقت احسن، علت اینکه قتل نفس معارضه با مقام ربوبیت خداست و دیگر موضوعات به طور ضمنى، نقش محورى و کلیدى دارد و میان موضوعات یادشده پیوندى ناگسستنى مشاهده مى شود.
علّامه طباطبائى، پیش از «المیزان»، تفسیر «البیان فى الموافقه بین الحدیث و القرآن» را با اهتمام به روایات تفسیرى و تلاش در جهت بیان سازگارى میان قرآن و روایات، نگاشتند. این مقاله، با روش توصیفى ـ تحلیلى به هدف شناساندن آن دو تفسیر و بیان امتیازات «المیزان»، به اشتراکات و تفاوت هاى آن دو مى پردازد. دو تفسیر مزبور، اشتراکاتى مانند بیان هدف سوره و بررسى روایات دارند. در تفاوت هاى شکلى ـ ساختارى، «المیزان» در پرداختن به تفسیر آیات، از جامعیت نسبى برخوردار است. نقل و بررسى روایات تفسیرى، در پایان بحث تفسیرى و طرح مباحث موضوعى مستقل در «المیزان» آن را متمایز از «البیان» ساخته و در نهایت، اینکه برخى عبارت هاى «البیان» در «المیزان»، اصلاح شده است. در تمایزهاى شکلى ـ محتوایى، شاخصه مهم «المیزان»، تنوع در تفسیر قرآن به قرآن و توجه به نقش سیاق است که در «البیان» به آن گستردگى نیست. همچنین در «المیزان» برخى از قرائات آیات، بررسى شده و شبهات قرآنى پاسخ یافته است. منابع «المیزان» نیز بسیار گسترده تر است.
  • تعداد رکوردها : 424

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12