علامه طباطبایی
پنج شنبه - 2019 سپتامبر 19 - 20 محرم 1441 - 28 شهريور 1398
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 258232
تاریخ انتشار : 9 مرداد 1398 0:0
تعداد بازدید : 108

معرفی کتاب

«مردم» و «حکومت اسلامی» در اندیشه سیاسی علامه طباطبایی

«کتاب مردم و حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی علامه طباطبایی» نوشته حجت الاسلام مهدی امیدی و جمعی از اعضاء گروه پژوهشی فلسفه سیاسی موسسه امام خمینی رحمه الله علیه در سال جاری تألیف شده است؛ برای آشنایی بیشتر با این کتاب، نظر شما را به توضیحات حجت الاسلام والمسلمین امیدی، نویسنده این کتاب جلب می کنیم.



به گزارش پرتال اطلاع رسانی علامه طباطبایی از شبکه اجتهاد، «کتاب مردم و حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی علامه طباطبایی» نوشته حجت الاسلام مهدی امیدی و جمعی از اعضاء گروه پژوهشی فلسفه سیاسی موسسه امام خمینی رحمه الله علیه در سال جاری تألیف شده است؛ برای آشنایی بیشتر با این کتاب، نظر شما را به توضیحات حجت الاسلام والمسلمین امیدی، نویسنده این کتاب جلب می کنیم.

دست یابی به نوع بینش و دیدگاه هر اندیشمندی در باب مسائلی که در آن خردورزی کرده و تأملاتی داشته است؛ در گام نخست، منوط به بازخوانی مفاهیم و معانی مرتبط با آن مسأله خاص است.

فصل اول کتاب از سوی حجت الاسلام محمد قاسمی تهیه و تدوین شده است؛ مفاهیمی چون ولایت، بیعت، حکم، شریعت، شورا، نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر به مثابه مفاهیم مختص دینی و اسلامی است که این پژوهشگر عناوین فوق را در قالب واژگان حکومت، ولایت، حاکمیت، مشروعیت، مشارکت، بیعت و نظارت در نظر گرفته است؛ سپس به بررسی ماهیت، ضرورت، اهداف و قلمرو حکومت اسلامی و نیز مختصات حاکم اسلامی پرداخته است.

در گام بعد، لازم بود مبانی نظری اندیشه های اجتماعی و سیاسی علامه همچون مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی که فصل دوم عهده دار آن است، مورد بررسی قرار گیرد؛ این فصل به قلم حجت الاسلام حفیظ الله مبلغ نگاشته شده است.

واقعگرایی هستی شناختی و ضرورت انطباق آراء عمومی با واقعیت های جهان هستی، وجود سلسله مراتب در هستی و لزوم وجود برترین مراتب صفات و فضایل در حاکم، هماهنگی در آفرینش و ضرورت وحدت و انسجام در سلسله مراتب حکومت، وجود رابطه علیت و معلولیت در هستی و علّی بودن فطرت برای خواست عمومی ولایت و حکومت از نتایج مبانی هستی شناختی جایگاه مردم در حکومت از منظر علامه است.

واقع گرایی معرفت شناختی و امکان صدق آراء عمومی در صورت انطباق با واقع، شناخت فطری ولایت و حکومت در کنار شناخت های اعتباری و نیاز مردم به جعل مفاهیم اعتباری از جمله ریاست و حکومت، و مدنی بالطبع بودن انسان در عین امکان استخدام یکسویه استثمارگرانه، از نتایج معرفت شناختی جایگاه مردم در حکومت در نگاه علامه است.

از منظر انسان شناختی نیز، وجود دو ساحت جسم و روح در انسان و به تبع آن دو فطرت اجتماع گرا و خودگرا مقتضی نیازمندی انسان به جعل قانون از طرف خداوند و تعیین روش زندگی از سوی او از طریق ارسال رسل و نزول وحی الهی است.

شریعت الهی با دارا بودن دو قسم از احکام ثابت و متغیر قادر به تطبیق با نیازهای انسان در هر عصر و زمانه ای است؛ چرا که در امور متغیر می توان مقتضیات زمانه را مورد توجه قرار داد و از آراء عمومی و مشورت مردم نیز در تشخیص موضوعات احکام بهره مند شد.

از آنجا که بررسی دقیق تر نقش مردم در حکومت اسلامی از منظر علامه طباطبایی نیازمند تفکیک سه حوزه مبادی تحقق حکومت اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی و تثبیت و اداره حکومت اسلامی و نهایتا ساختار نهایی حکومت اسلامی بود، چهار فصل دیگر کتاب به این مباحث اختصاص داده شد.

از همین جهت فصل سوم که به زحمت حجت الاسلام محمود راست پسر تهیه و تدوین شده است، به بررسی جایگاه مردم در جهت زمینه سازی حکومت اسلامی می پردازد؛ در این فصل ابتدا شاخصه های نظری، ساختاری و حکمرانی حکومت اسلامی و حکومت های غیر اسلامی ارائه می شود و سپس شیوه های مواجهه مردم با حکومت های غیر اسلامی که به عنوان گام های تمهیدی برای تحقق حکومت اسلامی است، بررسی می شود.

تأکید ویژه بر اجتماع و مصالح اجتماعی، اخذ توحید و نفی طاغوت به عنوان زیرساخت معرفتی حکومت، تعیین ربوبیت الهی به عنوان خاستگاه اصلی هدایت تشریعی جامعه، معرفی امام به عنوان محور هدایت، ولایت و اجتماع، ابزاری دیدن حکومت و هدف گذاری سعادت حقیقی، مادی و معنوی به عنوان غایت حکومت، و اخذ اعتدال به مثابه مبنای رفتاری حکومت، عمده ترین شاخصه های نظری حکومت اسلامی از منظر علامه طباطبایی و دو ساحتی بودن اهداف ساختاری، جهت دهی ساختار به سمت حق گرایی و عدالت، مردم سالاری در مقام اجرا، شاخصه های ساختاری حکومت اسلامی در نگاه علامه است.

این در حالی است که ابتناء بر شرک و کفر، خودمحوری، طغیان در برابر حق، استکبار در مقابل توحید، ریاست مادی گرایان (اهل ظلم، استثمار و شهوات) بر جامعه، اتخاذ بهره مندی دنیوی به عنوان غایت حکومت، از شاخصه های نظری حکومت های غیر اسلامی و رویگردانی از حق، حاکمیت روح استخدام، استبداد و استکبار در حاکمان، ضعف بنیادین در جهت دهی انسان ها به سمت سعادت و کمال، ابتناء قوانین بر اراده مبتنی بر امیال و عواطف اکثریت، عمده ترین شاخصه های عینی حکومت های غیر اسلامی از منظر علامه است.

مذهب تشیع بر اساس حکم اولیه نافی پیروی از انواع حکومت های غیر اسلامی و طاغوتی است اما به حکم ثانویه و به صورت استثناء و آنهم در جهت تأمین مصالح مومنان و به اذن امام، مشارکت و همکاری مشروط و محدود با آنان را می پذیرد.

تشکیل نظام دولت در دولت، تعامل توأم با ارشاد، تعامل توأم با اعتراض، قیام و انقلاب چهار شکل از تعامل با حکومت های غیر اسلامی است؛ استفاده از روش دعوت و ارشاد، اتخاذ روش مقاومت مسالمت آمیز و سلبی، و نهایتا در پیش گرفتن روش جهاد و مبارزه، راهکارهای تدریجی مقابله با این نظام ها از منظر علامه طباطبایی است؛ تعقیب این رویکردها و روش ها با هدف زمینه سازی برای تحقق حکومت اسلامی صورت می گیرد.

فصل چهارم که به بررسی نقش مردم در تشکیل و مشروعیت بخشی حکومت اسلامی می پردازد توسط حجت الاسلام محمد ذوالفقاری تدوین شده است؛ وی ضمن تبیین عقلی و نقلی نقش مردم در حکومت اسلامی از دیدگاه علامه طباطبایی، مقوله مشروعیت بخشی حکومت اسلامی توسط مردم در دو مقطع عصر حضور و عصر غیبت معصوم را از منظر علامه مورد بررسی قرار داده است و به این نتیجه دست یافته است که نقش مردم در عصر حضور فعلیت بخشی و استمرار حکومت معصوم است و مردم هیچ نقشی در مشروعیت حکومت معصوم ندارند.

اما در عصر غیبت برخی عبارات علامه مشعر به این است که نقش مردم بر اساس حق و تکلیف در گستره بیشتری نمود پیدا می کند و اقدام مؤمنین در تعیین حاکم، از ارزش مشروعیت بخشی برخوردار می شود؛ اما از آنجا که طایفه مومنین دارای مراتبی متنوع از ایمان می باشند و با توجه به شرایط دیگر حاکم از منظر علامه، مشروعیت حکومت از آن زبده ترین مومنان در علم و عدالت و تدبیر خواهد بود؛ در این صورت هیچگونه تنافی بین نظریه ولایت فقیه و نظریه علامه وجود نخواهد داشت.

فصل پنجم که به قلم حجت الاسلام شجاعی نگارش شده است، به نقش مردم در تدبیر و اداره حکومت اسلامی اختصاص دارد؛ در این فصل پس از تبیین نقش تفکر راهبردی در بهینه سازی مدیریت سیاسی، اجتماعی، راهبردها و راهکارهای حضور مردم در اداره حکومت اسلامی از منظر علامه طباطبایی ارائه شده است.

راهبرد نخست، تعاون و همکاری است که در دو عرصه تعاون عملی و تعاون فکری نمود پیدا می کند؛ راهکارهای تعاون و همکاری از منظر علامه عبارتند از طراحی ساختارهای مشارکت پذیر در جامعه، رشد و تقویت آگاهی های عمومی، ایجاد بسترهای لازم برای فعالیت های مولد، راهبرد دوم نظارت است که با دو شیوه «نصیحت» و «امر به معروف و نهی از منکر» قابل پیگیری است و راهکارهای آن شامل ارتقاء نقش نخبگان و گروههای مردم نهاد، ارتباط مستمر دولت با مردم و ایجاد ساز و کارهای نظارتی خواهد بود.

راهبرد سوم اصلاح و تغییر است؛ علامه در این زمینه نیز راهکارهایی چون تقویت باور و اراده عمومی در جهت اصلاح امور، مطالبه فزاینده خیرهای عمومی از حاکمان و مشارکت فعال در چارچوب فرایندهای قانونی را پیشنهاد نموده است.

فصل پایانی کتاب که در واقع به ساختار کلان حکومت اسلامی و تمایز آن با ساختار دموکراسی غربی از منظر علامه طباطبایی می پردازد، تحت عنوان تبیین مردم سالاری اسلامی و بررسی دموکراسی غربی توسط حجه الاسلام مهدی قربانی تدوین شده است.

در این فصل ابتدا عناصر اساسی و مشترک میان انحاء دموکراسی، بدون لحاظ مبانی نظری آنها مورد بررسی قرار گرفته و سپس نگرش علامه طباطبایی به این عناصر در چهار محور مشارکت سیاسی، آزادی، برابری و مساوات قانونی، و رضایت عمومی به مثابه مقبولیت نظام سیاسی مورد بحث قرار گرفته است.

وی تلاش کرده است عمده ترین مشخصه های مردم سالاری دینی را از منظر علامه در سه حوزه پیش فرض ها و مبانی، اهداف و آرمان ها و روش ها و راهکارها تبیین کند؛ نهایتا نقدهای علامه بر دموکراسی غربی را بررسی می کند؛ در نگاه علامه دموکراسی غربی با حاکمیت روح استخدام و استثمار، عدم اولویت حق، استبداد جمعی و اختلاف فاحش طبقاتی همراه است.

بدیهی است اثر فوق گامی نخست در جهت تبیین و تشریح دقیق اندیشه های سیاسی متفکران اسلامی در موضوعات خاص است و از آنجا که اندیشه های سیاسی علامه طباطبایی نیز با برداشت های متفاوتی همراه بوده است، نمی توان اثر فوق را تنها تفسیر اندیشه های وی در این باب تلقی کرد، بلکه هر یک از مؤلفان این اثر تفسیر و برداشت علمی خود از آراء و اندیشه های علامه طباطبایی را ارائه کرده اند.

اما به طور اطمینان بخشی باید اذعان کرد این اثر که پس از دو مرحله ارزیابی درون گروهی و برون گروهی نگارش شده است، توانسته شرح مبسوط، مستند و منسجمی از آراء علامه در این زمینه ارائه کند؛ بنده ضمن تقدیر از نویسندگان و پژوهشگران محترم این اثر، بر خود فرض می دانم از مسؤولان محترم همایش فقه حکومتی، از جمله حجت الاسلام عباسی، رئیس بخش سیاسی همایش و نیز حجت الاسلام قاسمی، مدیر اجرایی همایش و آقای عرب، کارشناس اجرایی همایش تقدیر و تشکر کنم.

گفتنی است کتاب مردم و حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی علامه طباطبایی نوشته حجت الاسلام والمسلمین مهدی امیدی و جمعی از محققان از سوی مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم در سال ۱۳۹۵ با شمارگان ۳۰۰ نسخه، در ۲۹۵ صفحه و با قیمت ۱۵هزار تومان به چاپ رسیده است.


 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12