علامه طباطبایی
سه شنبه - 2019 آگوست 20 - 19 ذيحجه 1440 - 29 مرداد 1398
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 249619
تاریخ انتشار : 22 آبان 1397 11:26
تعداد بازدید : 123

تفسیر جدیدی از اعتباریات علامه طباطبائی با نگاهی بر تفسیر المیزان

یکصد و دهمین جلسه گروه علمی فلسفه اخلاق مجمع عالی حکمت اسلامی با موضوع تفسیر جدیدی از اعتباریات علامه طباطبائی با نگاهی بر تفسیر المیزان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، یکصد و دهمین جلسه گروه علمی فلسفه اخلاق با موضوع تفسیر جدیدی از اعتباریات علامه طباطبائی با نگاهی بر تفسیر المیزان و رساله اعتباریات (نقدی بر نسبی گرایی اخلاقی) با ارائه حجت الاسلام دکتر احسان ترکاشوند و با حضور اعضای گروه یکشنبه ۲۰ آبان در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.


خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح است:


علامه طباطبایی مفاهیم باید و نباید و حسن و قبح را اعتباری می داند و این دیدگاه، همه اعتباریات اخلاقی و غیراخلاقی را هم در بر می گیرد.


باید و نباید:


دلیل و سر این اعتبار و جعل بر اساس منطقی؛


الف.انسان موجودی مختار است.


ب.نسبت موجود مختار، به فعل و ترک فعل، امکان است.


ج.اگر فعلی بخواهد تحقق پیدا کند و یا ترک فعلی بخواهد ضروری شود(ضروری العدم)، انسان باید بین خود و فعلش یک «باید» یا «نباید» جعل کند تا ارتباط این فعل با انسان ضرورت یافته و فعل یا ترک فعل، تحقق پیدا کند.


مثال علامه طباطبایی؛ سیر شدن در صورتی ضرورت پیدا می کند که من، صورت ذهنی سیری را تصور کرده و بعد هم، چون ((سیری)) خود به خود تحقق پیدا نمی کند، من بین خودم و فعل خوردن، یک «باید» جعل می کنم که این فعل ضرورت پیدا کند و به نتیجه مورد نظر برسم.


از نظر ایشان بایدها دو دسته اند:


۱بایدی که بین فاعل و فعل در حین صدور محقق میشود(اعم از باید ، نباید، حسن، قبح، واجب و …)


۲بایدی که خود فعل، فی حد نفسه دارد(جدای از فعل در حین صدور از فعل).


بنابراین افعال ناشایست هم متصف به وجوب می شوند چون با اعتقاد به وجوب صادر می شوند.


نکته: ایشان معتقد است این اعتباریات اختصاص به انسان ندارند بلکه شامل همه موجودات زنده و بالاتر شامل همه پدیده های جهان نیز می شود.


حسن و قبح:


فلاسفه و متکلمان چهار معنا برای حسن و قبح ذکر کرده اند:


۱.صفت کمال و نقص. مثلاً علم خوب است و جهل بد است.


۲.به معنای ستایش و نکوهش است.(این معنا در احکام الهی و افعال اختیاری انسان کاربرد دارد)


۳.به معنای ملایمت و منافرت با طبع.


۴.به معنای ملایمت یا منافرت با غرض مطلوبه(یا ملایمت و منافرت با مصلحت و مفسده)


(مکاتب اخلاقی آیت الله مصباح، سرمایه ایمان در تعلیقه صادق لاریجانی، الایجی در المواقف)


معنای اول: که درباره صفات اختیاری و ارزشی کاربرد ندارد و اگر هم باشد از جهت ارزشی بودن آنها نیست.


معنای دوم: ممکن است درباره صفات و اختیاری نیز به کار روند لکن این معنا حقیقت صفات فوق را بیان نمیکنند.


معنای سوم: امری کاملاً اعتباری بوده و طبعا مستلزم نسبیت است.


معنای چهارم:معقول ثانی فلسفی بوده و از واقعیت گزارش میدهد.


نکته مهم در حسن قبح از نظر علامه طباطبایی:


حسن و قبح در کلام ایشان به دو معنا به کار رفته است:


الف.معنای سوم یعنی؛ حسن به معنای موافقت با طبع و قبح به معنای مخالفت با طبع. ایشان میفرمایند: این معنا امری کاملا نسبی است(ص۳۳ معرفت فلسفی شماره۲۹)= معنایی که در رساله اعتباریات بیان میکند.




ب.معنای چهارم از معانی فوق؛ یعنی به معنای موافقت و ملایمت شیء با غرض مطلوب و غایت مقصوده و عدم موافقت با غرض مطلوب.= (معنایی که ایشان در تفسیر المیزان بیان کرده است) ر.ک: المیزان، ج۵، ص۱۳-۱۰ و ج۱، ص۳۸۶)




چنانکه پیداست معنای دوم علامه طباطبایی از حسن و قبح دقیقاً همان ضرورت بالقیاس الی الغیر است. اگر چه ممکن است خود ایشان توجه به این حقیقت نداشته باشد.


واقع گرایی در اعتباریات علامه طباطبایی:


از آنجا که نسبیت اخلاقی از لوازم غیرواقع گرایی اخلاقی و اخلاق مطلق از لوازم واقع گرایی اخلاقی است، این سوال پیش می آید که آیا علامه طباطبایی مطلق گراست یا نسبی گرا؟ و آیا اعتباریات علامه طباطبایی مستلزم نوعی نسبیت اخلاقی نیست؟


پاسخ: ایشان واقع گراست.


دلیل واقع گرا بودن علامه: چون ایشان برای این احکام اخلاقی اعتباری که به وسیله باید و نباید یا حسن و قبح و امثال آن، یک واقعیتی قائل است و معتقد است: «از آنجا که موجوداتی که این امور اعتباریه مبتنی بر آنها هستند اموری حقیقی و عینی هستند، پس رابطه ی بین این امور اعتباریه ی مبتنی بر آن حقایق نیز، واقعی و عینی هستند.»(رساله الولایه، ص۷-۶)


بررسی اشکالات وارده بر اعتباریات علامه طباطبایی و پاسخ های آنها:


۱.اشکال شهید مطهری؛ ایشان اشکال نسبیت را به بیان علامه طباطبایی وارد دانسته و کوشش کرده تا با تفکیک بین من علوی از من سفلی اخلاق مطلق و به تعبیر خودش؛ جاودانگی اصول اخلاقی را اثبات کند. به این بیان که من علوی در میان همه انسان ها مشترک بوده که همان فطرت و سرشت مشترک یا همان ندای درون است و اختلافات بین انسانها از نظر اخلاقی، ناشی از من سفلی و فرودین و خاکی است که آغشته با شهوت و پلیدی است.


پاسخ: با جمع بین فرمایش علامه در رساله اعتباریات و تفسیر المیزان، به این نتیجه میرسیم که اخلاق از نظر ایشان نسبی نیست بلکه اعتباریات، صرفاً بیان کننده ی نحوه ی استنتاج از واقعیات را بیان میکنند. یعنی اصل همان است که در تفسیر المیزان بدان معتقد است و اعتباریات در رساله اعتباریات صرفا نحوه استنتاج از واقعیات را گزارش می کند.(البته لازم به ذکراست که ظاهر فرمایش ایشان این حقیقت را نمیرساند ولی با توجه به عبارات متفاوت ایشان، باید این ظاهر را بر آن حقیقت تطبیق نمود).


۲.اشکال دکتر عبدالکریم سروش: ایشان در موارد متعددی از جمله کتاب(تفرج صنع)، علامه را به نسبی گرایی متهم می کند. از جمله عبارات ایشان این است: «حسن و قبح از نظر علامه طباطبایی، تابع خواست ها و نیازهای ما هستند نه خواست ها و نیازهای ما تابع آنها و این نتیجه می دهد که حسن و قبح مطلق و به تبع اخلاق مطلق نداریم…» تفرج صنع، ص۳۵۴-۳۵۳


پاسخ:


الف.اولاً معنای دوم از حسن و قبح (ضرورت بالقیاس) کاملا نادیده گرفته شده است و ایشان صرفاً با تکیه بر مطالب علامه در رساله اعتباریات و اصول فلسفه، مطلب فوق را گفته است.


ب.ثانیاً: حتی اگر ما معنای دوم را کاملا نادیده بگیریم باز هم نمی توان علامه را نسبی گرا دانست چرا که اعتباریات ایشان ریشه در امور واقعی و عینی دارند.


ج.ثالثاً:حتی اگر ما اعتباریات را هم مستلزم نسبی گرایی بدانیم باز هم ایشان از نسبی گرایی مبراست، زیرا ایشان تصریح می کند که اصول اخلاقی مانند: خوبی عدل، بدی ظلم و… همواره ثابت و جاودان هستند. به عبارتی در اصول اخلاقی؛ همواره انسان در اعتبار و جعل خود به طور ثابت و یکسان جعل حسن یا قبح و باید و نباید می کند، یعنی مثلا همیشه درباره عدل، حسن جعل کرده و باید اعتبار می کند چنان که همواره درباره ظلم هم، قبح جعل کرده و نباید اعتبار می کند.


۳. اشکال آیت الله صادق لاریجانی؛ ایشان به رغم دفاع از اخلاق مطلق از نظر علامه طباطبایی معتقد است بین باید و هست از نظر ایشان رابطه ی استنتاجی برقرار نیست. عبارت ایشان این است: «… این نکته ای که در سرتاسر مقاله اعتباریات تکرار شده و غرض اصلی هم روشن شدن مغالطه ای است که در استنتاج بایدهای حقیقی از بایدهای اعتباری می شود و بالعکس. پس چگونه می توان ادعا کرد که آقای طباطبایی معتقدند بایدهای حقیقی، مولد بایدهای اعتباری اند» معرفت دینی.



پاسخ:


۱.اشکال ایشان صرفا با تکیه بر رساله اعتباریات و بدون توجه به معنای حسن و قبح علامه در تفسیر المیزان و رساله الولایه بیان شده است.


۲.آیت الله صادق لاریجانی خود در مقاله ای به نام (استدلال در اعتباریات) این ارتباط تولیدی را اثبات کرده است.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12